در حياط کوچک پاييز...در زندان

۱۳۸٥/٤/۳۱

 

سلام علیکم

خوبین؟...خوشین؟...ما هم ای بدک نیستیم!...یعنی فعلنه نفسه میاد و میره!...یه مدت نبودیم اومدیم دیدیم کامنت دونی ما رو پر کردن!...خوب دیگه...به هر حال از قدیم گفتن آقا شیره که بره سفر قورباغه هفت تیر کش میشه!!!...(البته دور از جون شما!)....عرض به حضورتون که پس از رایزنی های فراوان با جناب سیب تصمیم گرفتیم حرفای از نوع صورتی رو بریم جای دیگه بزنیم...راستش از این قرتی بازی پرشین بلاگ هم دیگه به تنگ اومدیم...مثل این دخترهای چهارده پونزده ساله مدام قر و فرش عوض میشه اما دریغ از سنار کمالات!!!...اینه که یه مدتیه اینجا رو بی خیال شدیم تا ببینیم بعدا چطور میشه...رسما اعلام نمیکنم که در این حیاط رو تخته کردم ولی یحتمل کمتر توش بنویسیم...

فعلا...چاو!

امير
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
پست الكترونيك

امير

پرشين‌بلاگ


آرشيو مطالب قبلي
تير 85
خرداد 85
ارديبهشت 85
فروردين 85
اسفند 84
بهمن 84
دي 84
آذر 84
آبان 84
مهر 84
شهريور 84
مرداد 84

لينکهای مفيد

آوای آزاد
قفسه
داستانهاي صوتي
کتابهاي رايگان فارسي
روزنامه شريف
خانه هنرمندان
پرزيدنت خاتمي عزيز
خوابگرد
حسين نوش آذر
گيله مرد
علي
گران ناز
پريسا
نسيم
فرزندت را به قصاب تقديم کن
مريم
بهار
ققنوس
رها ناصري
شهرزاد سپانلو
مينا خانلرزاده
گلاره
داستانِ داستان